

خبرنامه
صفحه اصلی
کتاب شقایقهای تشنه
شبهای حسرت
کتاب شقایقهای تشنه
شبهای حسرت
دیگه این آخره خطه باید به فکر چاره شم
تو میدونی نمیخوام دربهدرو آواره شم
حرفای قشنگیرو برات گذاشتم یادگار
سر قبر من فقط گل شقایقو بیار
تو میگفتی که صلاحه منو و تو ما نباشیم
نمیخواستی عزیزم دل رو به دریا بزنیم
دیگه وقتی نمیبینم، دیگه جونی ندارم
تو ستاره شبامی بی تو نوری ندارم
غیر این شبای حسرت که نفس بریدنه
همهی سهم دلم سکوت غم خریدنه
این دم آخری دارم تو تب تو میسوزم
بیا میخوام دستای مهربونت رو ببوسم
دستمو بگیر نمیخوام تک و تنها بمیرم
میدونی هر جا باشم به یاد تو جون میگیرم
حتی زیر خاک سردم که باشم داد میزنم
مهربونم تا ابد دوست دارم دوست دارم
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 11 ارديبهشت 1389 ، 21:20)




سلام.
من همینجوری به وبلاگت برخوردم خیلی زیبابودهمه چیزش به اندازه بود.موفق باشی.تولد اخرین امام غائب مارو به شما تبریک می گم.درسایه حق آرزوی بهترین برای شمادارم.
به وبلاگ من هم سر بزنی خوشحال می شم