

خبرنامه
صفحه اصلی
کتاب شقایقهای تشنه
عاقبت انتظار
کتاب شقایقهای تشنه
عاقبت انتظار

تو دنیای سیاهی که سر تا پاش دروغه
عاقبت انتظار، چشمای بی فروغه
ما آدما غریبیم حتی تو قلب خونه
قناری از خستگی تو جوی خون میخونه
دیوار پشت چشمام ببین شکسته حالا
اشکای بیپناهی دریا شدن، خدایا!
تا کی باید دستامون گُلارو پرپر کنن؟
حرفای نامردارو مردما باور کنن...؟
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 6 شهریور 1389 ، 22:47)



