

خبرنامه
صفحه اصلی
کتاب شقایقهای تشنه
رمز خوشبختی
کتاب شقایقهای تشنه
رمز خوشبختی
آنطرفها که دلم ساز غزل را میزد
حرفها توی گلو یکسره درجا میزد
گریه اما دگر از حوصله خارج شده بود
که در این معرکه دل حرف معما میزد
بوی سوز دلمان هفت جهان را پر کرد
و عجب بود کسی یکسره سرنا میزد!
دیشب انگار تمام در و دیوار و زمین
هر یکی سینه برای غم فردا میزد
و همین ثانیهها بود که هی میآمد
سنگ بر شیشه عمر دل مینا میزد
آخرین بروزرسانی (جمعه ، 27 خرداد 1390 ، 09:36)




