

خبرنامه
صفحه اصلی
کتاب شقایقهای تشنه
حصار غربت
کتاب شقایقهای تشنه
حصار غربت
تو سکوت غصههام بازم ترانه میخونم
به یاد روزای با تو عاشقونه میخونم
پشت این حصار غربت مرگ من چه بیصدا شد
چشای بارونی تنها سهم من از عشق ما شد
میدونم که دلربایی ولی حالا بیصدایی
میدونم که زنده میشم دوباره اگر بیایی
میدونی دوست دارم من میدونم دوسم داری تو
من نصیب تو نمیشم ای خدا باید بری تو
دل من خیلی کوچیکه که توی اون جا بگیری
عزیزم خدانگهدار حالا که میذاری میری
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 21 خرداد 1390 ، 23:06)




