

خبرنامه
همنفس! منتظرت میمانم تا انتهای ابدیت
کوله باری از رنجهایم را بر دوش دارم
در جادههای سرد و ساکت خیالم بی صبرانه به دور دستها
چشم دوختهام
برایت ترانهها میسرایم تا روزی بیایی
تا قطرهقطره اشکهایم را به پای مهربانیهایت بریزم
نفسنفس وجودم فدای همهی عشقی که در قلبم کاشتی
ای ساربان قافلهی تنهاییهایم
بیا و مرا از کویر پر از بیکسی این ظلمت رهایی ده
نظر ها (8)
-
نفسنفس وجودم فدای همهی عشقی که در قلبم کاشتی....
کاش می دانستی چه زجری میکشم وقتی نمیبینی بی تو بودنم را...





خیلی قشنگ بود....