..........
ز عکس او که به جانم افکند اتش و رفت ______ به بو سه ای دهن تلخ و پر شکر کردم
به خاطرم ان شب که پیش او در باغ_____ نیاز بردم و از بخت شکوه کردم
به پای او سر تسلیم و بندگی سودم_____ به عشق او به دیار وفا سفر کردم
به گریه راز دل خود را چنان به او گفتم_____ که گرد نرگس او را ز اشک تر کردم
نظر به ماه فلک بستم وز روزن عشق_____ به تابنل کی اینده ام نظر کردم
به شوخی ان سر گیسو گرفتم و گفتم____ که روز خویش از این شب سیاهتر کردم
هنوزم ان همه خاطرات در یادم هست____اگر چه در سر ان زندگی هدر کردم
ولی طراوت عکس گذشته ام می گفت____ به هر حساب در این ماجرا ضرر کردم
به هر دری که شدم بی نتیجه بر گشتم____ دری گشوده نشد خویش در به در کردم
سیاهه این است ز عمر البوم ومن هر سال____ ز عکس تازه چو عمرش سیاه تر کردم
حیات ما غیر از افسانه چیزی نیست____ من این افسانه در این جزوه مختصر کردم
کپی کردن کلیه اشعار و مطالب این سایت بدون ذکر نام نویسنده ممنوع است.
عكس او
..........
ز عکس او که به جانم افکند اتش و رفت ______ به بو سه ای دهن تلخ و پر شکر کردم
به خاطرم ان شب که پیش او در باغ_____ نیاز بردم و از بخت شکوه کردم
به پای او سر تسلیم و بندگی سودم_____ به عشق او به دیار وفا سفر کردم
به گریه راز دل خود را چنان به او گفتم_____ که گرد نرگس او را ز اشک تر کردم
نظر به ماه فلک بستم وز روزن عشق_____ به تابنل کی اینده ام نظر کردم
به شوخی ان سر گیسو گرفتم و گفتم____ که روز خویش از این شب سیاهتر کردم
هنوزم ان همه خاطرات در یادم هست____اگر چه در سر ان زندگی هدر کردم
ولی طراوت عکس گذشته ام می گفت____ به هر حساب در این ماجرا ضرر کردم
به هر دری که شدم بی نتیجه بر گشتم____ دری گشوده نشد خویش در به در کردم
سیاهه این است ز عمر البوم ومن هر سال____ ز عکس تازه چو عمرش سیاه تر کردم
حیات ما غیر از افسانه چیزی نیست____ من این افسانه در این جزوه مختصر کردم