

وقتی که صدای شکستن اشک را در گلویم می شنوم
که پرندگان عاشق از لانه هاشان یکی یکی میافتند و پرهاشان می شکند
که از دور جز یک سراب پوچ وحشت چیزی نصیب دیده ی منتظرم نیست
که سهم من از تمام عاشقی تنها , شقایق شدن آن است!
که دیوارها به جای پناه برایم آوار میشوند
آنگاه با تمام نفسهایم تو را صدا میزنم...
-
سلام مینا جان
مشتاقانه منتظرم پاسخ نظر پیشین مرا که در مورد یکی از مطالب مربوط به پدر عزیزت نوشته بودی بدهی. دیروز و امروز به سایت رویایی تو سر زدم و نمی دانم آیا این اجازه را دارم که سایت شما را به جمع لینک دوستان در وبلاگم اضافه کنم یا نه؟ لطفا اگر قابل دانستی سری به وبلاگم بزن و نظرت را در مورد نوشته هایم بگو، دوست دارم بدانم از نظر یک نویسنده در چه سطحی هستم.
امیدوارم همین روزها پاسخی از شما دریافت کنم.
با آرزوی موفقیت، شادی، عشق و امید برای تو و خانواده ات
ترانه پارسا
-
2010-06-28 19:17:26 | ناشناس - re:ترانه نوشت:سلام مینا جان
مشتاقانه منتظرم پاسخ نظر پیشین مرا که در مورد یکی از مطالب مربوط به پدر عزیزت نوشته بودی بدهی. دیروز و امروز به سایت رویایی تو سر زدم و نمی دانم آیا این اجازه را دارم که سایت شما را به جمع لینک دوستان در وبلاگم اضافه کنم یا نه؟ لطفا اگر قابل دانستی سری به وبلاگم بزن و نظرت را در مورد نوشته هایم بگو، دوست دارم بدانم از نظر یک نویسنده در چه سطحی هستم.
امیدوارم همین روزها پاسخی از شما دریافت کنم.
با آرزوی موفقیت، شادی، عشق و امید برای تو و خانواده ات
ترانه پارسا
سلام عزیزم
برای سال پدرم مدتی رفته بودم
پیام زیباتو خوندم و متشکرم از لطفی که داری
وب سایت زیباتو خوندم و بسیار خوشحال شدم که عزیزی مثل تو باهنر و خوش ذوق در کنارمه. تمام دوستانی که میان و سر میزنن منو واقعا خوشحال میکنم
برام میل بزن . توی سایتت کامنت گذاشتم
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 14 اسفند 1389 ، 23:18)




یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضودر کوچه ی لیلا نشست/عشق,ان شب مست مستش کرده بود/فارق از جام الستش کرده بود/گفت یارب از چه خارم کرده ای/بر صلیب عشق دارم کرده ای/خسته ام زین عشق,دل خونم نکن/من که مجنونم,تو مجنونم نکن/مرد این بازیچه دیگر نیستم/این تو,لیلای تو من نیستم/گفت ای دیوانه لیلایت منم/در رگت پنهان و پیدایت منم/سالها با جور لیلا ساختی/من بودم و تو نشناختی.