

خبرنامه

برای تو می نویسم
تویی که در هر سپیده با نفست به ذره ذره ی وجودم زندگی میبخشیدی
تویی که بودنت آرامشی ابدی برایم به ارمغان داشت
تویی که ناباورانه ترکم کردی
دستهایت را میخواهم که دستان لرزانم را پناه بود
چشمانت را می خواهم که با هر نگاه نگاهم را به آتش میکشید
شانه هایت را می خواهم که جایی جزآنها برای صدقه دادن اشک هایم ندارم
عزیز دلربای من هنوزم چشم به راهت هستم
خوشبختیم را به من برگردان
بی فروغم بی نفسم برگرد...
نظر ها (5)
-
2011-06-29 17:27:39 | zahra
سلام همشهری گلم. نمیدونی چقدر اشک ریختم با خوندن این مطالب و دلنوشته های قشنگ. انگار سرنوشت منو نوشتی... خیلی قشنگه خیلی...
همه دردم این است که یک نفر در زندگی من هست که نیست.....
-
2011-06-29 17:41:03 | zahra
تقدیم به عشقم:مهدی عزیزم
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جزاین هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جزاین تکرار پی درپی .. تکرار من درمن مگر از من چه می ماند...
از من اگرکوهم اگرخورشید اگردریا بی تو میان قاب پیراهن چه می ماند..؟
بی تو چه فرقی میکند دنیای تنهارا
غیراز غبار و آدم و آهن چه می ماند.....
هرجا هستی خدا پناهت باشه هستی من.
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 14 اسفند 1389 ، 23:20)




اسیر چشم سیاهم
بیا و باور کن
تو هم شبیه من ای دوست
مبتلایی نه..!؟