

خبرنامه
صفحه اصلی
شعری از جنس شقایق
شقایق پرپر
شعری از جنس شقایق
شقایق پرپر
شقایق پر پر
می خواهم از هجوم بیابان گذر کنم
شب را کنار گریه ی باران سحر کنم
وقت است در کشاکش عصیان موجها
طوفان به پا نمایم و کاری دگر کنم
باید ز درد حادثه یکروز ناگهان
تنپوش رزم پوشم و من هم خطر کنم
کافیست چله نشستن به سوگ خویش
از راز عاشقی همه را با خبر کنم
من هم به حرمت اشک ستاره ها
یک شب به شعر و قافیه شیرین سحر کنم
در شهر ما اگر که گناه است عاشقی
ماندن صلاح نیست که باید سفر کنم
افسون من همین شقایق پر پر شده است باز
چشمی به راه مانده و چشمی که تر کنم
شاید خدا نخواست که تقدیر گم شود
لختی درنگ باید و سستی به در کنم
در سایه نگاه کسی خانه ساختم
باید که تا ابد به غلامیش سر کنم
می خواهم از هجوم بیابان گذر کنم
طوفان به پا نمایم و کاری دگر کنم
باید ز درد حادثه یکروز ناگهان
تنپوش رزم پوشم و من هم خطر کنم
کافیست چله نشستن به سوگ خویش
از راز عاشقی همه را با خبر کنم
من هم به حرمت اشک ستاره ها
یک شب به شعر و قافیه شیرین سحر کنم
در شهر ما اگر که گناه است عاشقی
ماندن صلاح نیست که باید سفر کنم
افسون من همین شقایق پر پر شده است باز
چشمی به راه مانده و چشمی که تر کنم
شاید خدا نخواست که تقدیر گم شود
لختی درنگ باید و سستی به در کنم
در سایه نگاه کسی خانه ساختم
باید که تا ابد به غلامیش سر کنم
نظر ها (4)
-
2011-05-05 21:57:18 | ناشناس
واقعا زیبا گفتی خیلی ممنون دختر بابا
باید به یاد عشق شقایق دلم
با آه وناله، شب را سحرکند
ترسم اگر باخبر شود سلطان عشق
از کوی این همیشه عاشق سفر کند
ترسم اگر خانه کنم در نگاه او
مارا به غلامی نگیرد وقهر کند
افسون منهم چو او شقایق شده
راضی نمی شوم که چشمی ترکند
یارب تو گفتی که یارم درنگ کند
درکوی حضرت دوست چشمی سرخ رنگ کند
یارب به پاس اینهمه لطف وصفات
دیوانه ای چو من چگونه شکرت بدرکندمن رهگذری بیش نیستم وشاعرهم نیستم اما شعر زیبای شما این نوشته ها را که میدانم خیلی هم به شعر نمی مانند بر زبانم جاری ساخت.
آخرین بروزرسانی (يكشنبه ، 11 ارديبهشت 1390 ، 17:22)




مینای مهربانم مثل همیشه زیبا بود