

خبرنامه
صفحه اصلی
شعری از جنس شقایق
دیگر نمی خواهی
شعری از جنس شقایق
دیگر نمی خواهی

ماه شب افروز من
میدانم که دیگر نیستم
دیگر حجم سکوتم از غصه لبریز شده است و چاره ای ندارم
دیگر در نگاه زیبایت نشانی از آن برق خوشحالی دیدار نیست
دیگر نمی خواهی که بخواهم
دیگر نمیخواهی که بمانم
راهی برای گریز نیست , مهربانم از من فرار می کنی و من می دانم
در سکوتی سیاه و بغضی درد ناک دست وپا میزنم
نخواستی که بدانی
دیگر به اشک های تمساحم! رحم نمی کنی
میفهمم.....
دیگر هر چه هست یک صدقه است به یک التماس
هرزگی رویشم را از من خرده مگیر.....
آخرین بروزرسانی (شنبه ، 14 اسفند 1389 ، 23:19)




هرزگی رویشم را از من خرده مگیر.....
زیبا بود. هرزگی کلمه ایه که دوسش دارم.