

خبرنامه
صفحه اصلی
شعری از جنس شقایق
تردید ( غزل مشترک )
شعری از جنس شقایق
تردید ( غزل مشترک )
ترديد
بارها بی پرده با تردید خود جنگیده ام
یک نفر می گفت عشقت را پریشب دیده ام !
من همیشه با تمام حسّ دلتنگی به این
حرف های مفت مردم یکسره خندیده ام
در خم پیچیدگی های تو حیران مانده ام
من که مدّت هاست از دست دلت رنجیده ام
پس چرا در عشق تو ؛ اينقـدر درجا ميزنم؟
با قفس خو كردم و پرهاي خود را چيدهام !
جاي پروازي براي هيچ رؤيايي نماند
جامهي خواب و خيالات تو را پوشيدهام
كاش حس ميكردي اين عمق شكاف تشنگي ست
آرزوهايي كه مانده بر لب خشكيدهام
با تمام مشكلاتم ، باز صاف و سادهام
يا همين الان ، ميبيني ؟ ... تورا بخشيدهام !
با تشکر از استاد - برادر - دوست و همراه مهربان جناب آقای وحید رشیدی
نظر ها (9)
-
با سلام شعر خیلی زیبا و با احساسی است دوست داشتم در بروز رسانی قسمت ادبیات سایتم از شما و دوستانتان کمک بگیرم اگر مایل بودید اطلاع دهید شفاهی و کامل توضیحات را ارائه دهم.
-
2011-12-14 14:19:13 | ahmad jalali - thshkor
salam bh shoma azezan shghaygh khanom va janabh ostad rashedi shrh trded gole degar az bostanh shoma man ra moatr kard payandh bashed
آخرین بروزرسانی (چهارشنبه ، 23 آذر 1390 ، 11:01)




چه غزل قوی و خوبی